کدخبر : 334

داستان زهره از نوع ازدواج اجباری است که او را وادار کرد دست به خودکشی بزند.

داستان زهره از نوع ازدواج اجباری است که او را وادار کرد دست به خودکشی بزند.

«می خواستند عروسش کنند، ولی دخترم نمی خواست به زور عروسی کند. می گفت من قصد ازدوج ندارم.» این صحبت های دوربی‌بی، مادر زهره است. زهره همان دخترک معصوم ۱۳ ساله ای است که هرچند با خوردن قرص، مرگ را به جان خرید، اما با دلسوزی و هوشیاری مادرش خوشبختانه به زندگی بازگشت.

  • امنیت جانی نداریم

دوربی‌بی گفت: «شوهر من ۹ سال است که به رحمت خدا رفته و پولی برای امرار معاش نداریم. اما تمام تلاشم را می کنم که با یارانه زندگی را بگذرانیم و دو دختر نوجوانم طعم بی پدری را نچشند. عموهای زهره می خواهند او به اجبار با پسر عمویش ازدواج کند. اما زهره نمی خواهد ازدواج کند. چند بار دخترکم را کتک زده اند و حتی زمانی که خواستم جلوی آنها را بگیرم، مرا نیز کتک زدند و تهدید کردند که باید از خانه ام بروم.»

مادر زهره که با لهجه غلیظ کرمانی صحبت می کند، ادامه داد: «خدا شاهد است که دارم به این فکر می کنم که دخترکانم را بردارم و از اینجا فرار کنم قبل از اینکه زهره را وادار کنند عروسی کند و برای او اتفاقی بیفتد.»

دوربی‌بی که حالا دو دختر را سرپرستی می کند، ادامه می دهد: «به دلیل فشار زیادی که به زهره آوردند تا او را مجبور به ازدواج با پسرعمویش کنند، او قرص خورد تا خودش را بکشد؛ اما تا رسیدم آمبولانس را خبر کردم. زهره یک هفته بیمارستان بود تا بهتر شد ولی زمان مرخص شدن دکتر توصیه کرد برای ادامه درمان او را نزد روانپزشک ببرم اما من پولی در بساط ندارم. دخترکم از عموهایش می ترسد اما نمی خواهد به زور و اجبار ازدواج کند.»

دوربی بی که در روستای جعفرآباد کرمان به همراه دو دخترش زندگی می کند، ادامه داد: «چند بار شکایت کرده ام اما هنوز دستم به جایی بند نیست. دخترم از نظر روحی بسیار آسیب دیده است. سه دختر دارم. دختر اولم در ۱۳ سالگی عروس خاله ام شد. زهره هم الان ۱۳ ساله است. خودش می گوید من می خواهم درس بخوانم اما عموهایش می خواهند به زور عروسش کنند. چند بار به منزل ما آمده اند و هم زهره و هم مرا کتک زده اند. به دادگاه و کلانتری شکایت کردیم اما هنوز امنیت جانی نداریم. آنها می خواهند خانه ام را از من بگیرند و هم دخترم را و بعد مرا به زور از خانه بیرون کنند. دادگاه اول را رفتیم ولی آنها نیامدند. آنها هم به شورای حل اختلاف مراجعه کرده اند. بعد از شکایت نیز دو روز پیش دوباره عموها و زن عموها و ۱۰ نفری جمع شدند و به خانه ما آمدند و مرا و دخترم را کتک زدند. الان فقط این راه حل به ذهنم می رسد که دخترانم را بردارم و از اینجا فرار کنم.»

این دخترک معصوم همان دختری است که می خواهد زندگی عادی مثل تمام دختران این سرزمین داشته باشد اما آیا کسی به حمایت از او برخواهد خواست؟

 

منبع: همشهری آنلاین 

 

 

علل افزایش خودکشی در ایران چیست؟

از دور صدای شیون زن‌ها که ورودی روستا جمع شده اند، به گوش می‌رسد. از روی پل رد می‌شویم، گام‌ها را بلند‌تر بر می‌داریم تا به ورودی روستای پدری برسیم. هر چه نزدیک می‌شویم آه و ناله‌ی زن‌ها که دور جسمی پتوپیچ خیمه زده اند، بیشتر در فضا می‌پیچد. مرد‌ها آشفته اند و مدام به اتوبان چشم دوخته اند، انگار که منتظر چیزی باشند. یکی از زن‌ها بلند فریاد می‌زند: "معارف جانم رفت، جوانم رفت. " ناگهان یکی از زن‌ها پتو را کنار می‌کشد تا چهره اش را ببیند، به گمانم خواهرش است. توی خودم جمع می‌شوم، دلهره دست هایم را به لرزه می‌اندازد. طناب دورتا دور گردن عارف را کبود کرده است. چه صحنه‌ی هولناکی ست! صورتش مثل گچ سفید شده است. مرد‌ها می‌گویند بیکار بود، امید نداشت، خسته بود، برای همین رفت و خودش را حلق آویز کرد. ناگهان صدای آژیر آمبولانس به ضجه‌ زن‌ها اضافه می‌شود و...
 
 
 همین چند وقت پیش بود که دو دختر جوان در ایستگاه متروی شهرری اقدام به خودکشی کردند. زنگ هشدار را برای جامعه به صدا در آورد. البته آمار سال گذشته نشان می‌دهد که خودکشی‌ها موفق و ناموفق مدت هاست که در مرز بحران قرار دارد و حالا اقدام به خودکشی در ایران به ۱۰۰ هزار مورد ناموفق و موفق در طول سال رسیده که متاسفانه در سال ۹۷ بیش از ۵ هزار مورد آن منجر به فوت گزارش شده است.
بررسی آمار‌های چند سال گذشته، در مورد میزان خودکشی در کشور نشان می‌دهد که این پدیده روند افزایشی داشته است. بنابر آمار مسئولان وزارت بهداشت که خبرگزاری فارس منتشر کرده، در سال ۹۷، تعداد ۹۹ هزار و ۲۷۰ اقدام به خودکشی ثبت شده، که از این تعداد " ۵ هزار و ۱۰۱" مورد منجر به فوت فرد شده است. این درحالی ست که تعداد فوتی‌های ناشی از خودکشی در سال ۹۶، "۴ هزار و ۶۲۷ " نفر بوده است که رشد حدود ۱۰ درصدی را نشان می‌دهد.

رئیسی معاون وزیر بهداشت هم در مورد آمارخودکشی‌های سال ۹۷ گفته که ۲۰.۹ درصد موارد خودکشی در ایران در افراد زیر ۱۸ سال بوده، ۲۶.۸ درصد در گروه سنی ۱۹ تا ۲۴ سال، ۳۲.۲ درصد در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال، ۱۲.۸ درصد در گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال و ۷.۲ درصد در بین افراد بالای ۴۵ سال است.

او اضافه کرده است: "۶۲ درصد موارد خودکشی در بین زنان و ۳۸ درصد در بین مردان بوده است. ۴۰ درصد افرادی که دست به خودکشی زده اند، زیر دیپلم بودند، ۷۹ درصد شهرنشین، ۳۲ درصد خانه دار، ۱۲ درصد شاغل و ۱۲ درصد دانش آموز بودند و ۸۲ درصد موارد خودکشی در ایران به روش مسمومیت با قرص بوده که استفاده از قرص برنج جزو موارد شایع بوده است. "
 
 
بر اساس آمار‌ها بیشترین میزان خودکشی نسبت به جمعیت در سال‌های اخیر در استان‌های ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه و در مجموع در استان‌های تهران، فارس، خوزستان، آذربایجان شرقی وکرمانشاه رخ داده و میزان خودکشی‌های موفق در برخی از این استان‌ها حتی از متوسط جهانی هم عبور کرده است.

امان الله قرایی مقدم معتقد است که نا امیدی حاکم بر جامعه مهم ترین علت خودکشی در ایران است
 
خودکشی پدیده‌ای چند‌بعدی و فرآیندی است که از عوامل مختلف سرچشمه می‌گیرد. امان الله قرایی مقدم جامعه شناس واستاد دانشگاه در گفتگویی با فرارو به بررسی علل افزایشی این پدیده در طول سال‌های اخیر پرداخته است که در ادامه از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد.
 

بررسی آمار‌های خودکشی در ایران نشان می‌دهد که این روند افزایشی بوده، به نظر شما علت چیست؟

ما در طول سه دهه اخیر ۳۳ شهر را در استان‌های مختلف، که بیشترین میزان خودکشی را داشته اند. مورد مطالعه قرار دادیم. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بیشترین میزان خودکشی‌ها در میان جوان تر‌ها اتفاق افتاده است و هرچه به میانسالی نزدیک می‌شود، آمار خودکشی کاهش می‌یابد.

در بررسی عوامل دخیل در خودکشی این گروه سنی، علل مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وجود داشت. اما مهم‌ترین عامل نا امیدی و عدم اطمینان به افق‌های روشن در آینده بود.

مهم‌ترین سوالی هم که افراد در خودکشی‌های ناموفق مطرح کرده اند، "برای چه زنده باشم" بوده است. این سوال نشات گرفته از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. وقتی فرد برای رسیدن به آمال، آرزو‌ها و اهداف جوابی نمی‌گیرد و آینده را غیر قابل پیش بینی تصور می‌کند. به این سوال نمی‌تواند پاسخ بدهد. برای همین می‌گوید برای چه زنده باشم و دست به خودکشی می‌زند.

براساس تئوری کلاسیک خودکشی که «امیل دورکیم» جامعه شناس شهیر مطرح کرده، وقتی که وابستگی فرد به جامعه و اطرافیان قطع شود و انسجام اجتماعی از بین برود. فرد به سمت خودکشی تمایل پیدا می‌کند.
 

پس با این وجود، افزایش مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی طی سال‌های گذشته در افزایش میزان خودکشی در میان جوان‌ها موثر بوده است؟

بله نکته درستی است. از طرفی جامعه دچار فرو ریختگی فرهنگی شده است. یعنی ارزش‌ها و هنجار‌های فرهنگی، اعتقادی و باوری کاهش یافته و جامعه دچار سردرگمی شده است و به همین دلیل خودکشی افزایش یافته است.
 
از طرفی مشکلات اقتصادی همچون بیکاری، تورم، رکود و...، بن بست‌ها درحوزه سیاسی همچون فساد در ابعاد مختلف، عدم توفیق در حکمرانی و نبود آزادی بیان؛ افزایش طلاق، اعتیاد و... در حوزه اجتماعی روز به روز روند افزایشی داشته و برخی هم  از مرز  بحران هم عبور کرده اند. همین عوامل بر افزایش ناامیدی در جامعه بسیار موثر واقع شده است.

از یک سو نیاز‌های اقتصادی فرد برآورده نمی‌شود. فرد اهدافی برای آینده دارد. اما وسیله ارتباطی به آن وجود ندارد. در این صورت دسترسی فرد به هدف میسر نمی‌شود. از سوی دیگر مدام از تریبون‌های مختلف خبر‌های تیره وتار و ناامیدکننده مخابره می‌شود. این عوامل باعث شده تا روند خودکشی در سال های گذشته روند افزایشی داشته باشد.

در چند سال گذشته خودکشی جبرگرایانه که در اثر فشار‌های درون جامعه اتفاق می‌افتد، در کشور به تدریج روند افزایش داشته است.
 

آمار‌ها نشان می‌دهد که ۲۰ درصد خودکشی‌ها مربوط به گروه سنی زیر ۱۸ سال بوده، به نظر می‌رسد نا امیدی در این گروه قدری کمتر موثر باشد. چرا با افزایش خودکشی در این گروه سنی مواجه هستیم؟

من با نظر شما موافق نیستم. ممکن است که علل دیگری هم در تعداد بسیاری اندکی از این خودکشی‌ها دخیل بوده باشد، مثل رد شدن در کنکور! اما هدف گذاری و آینده در گروه سنی ۱۳ تا ۱۸ سال بیشتر تاثیرگذار است، و در واقع این گروه سنی حساس و شکننده‌تر از دیگر گروه هاست و نسبت به عوامل و شرایط اجتماعی به سرعت واکنش نشان می‌دهد. البته در وضعیت کنونی ناامیدی بر جامعه حاکم شده، به همین دلیل روند خودکشی در این گروه سنی افزایش می‌یابد.

جوان‌ها در این سن بیشتر به آینده خود فکر می‌کنند و نابسامانی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیشتر در تصمیم گیری ها، آمال و آرزو‌ها و آستانه تحمل آن‌ها دخیل است.

وقتی مدام در رسانه‌ها اخبار نگران کننده در حوزه‌های مختلف منتشر می‌شود، جوان دچار بریدگی از جامعه می‌شود و با خودکشی به نوعی دست به اعتراض فردی می‌زند.
 

خودکشی در دین اسلام تقبیح شده است. چرا با این وجود هر ساله خودکشی افزایش می‌یابد؟

 

بله در دین اسلام قتل نفس شمرده شده است. اما شرایط اجتماعی کنونی به نصیحت‌های دینی ومذهبی توجه آنچنانی نمی‌کند. وضعیت نابسامان است. فرد می‌بیند که کار ندارد، با فقر مواجه است و نمی‌تواند نیاز‌های اولیه زندگی اش را فراهم کند. در چنین شرایطی فرد به بن بست می‌رسد و می‌بیند که نصحیت‌های مذهبی به حل این مشکلات کمک فیزیکی نمی‌کند.


 در واقع شرایط اجتماعی به شکلی پیش می رود که محدودیت ها و محرومیت‌ها فرد یا افراد را از جامعه جدا می‌کند و به سمت خودکشی می‌کشاند. مواردی داشته ایم که خانواده به دلیل فقر دست به خودکشی دسته جمعی زده اند.
 

آمار‌ها نشان می‌دهد که میزان خودکشی در میان زنان افزایش چشمگیری یافته است، علت چیست؟

قاعده در جامعه شناسی این است که خودکشی در مردان بیشتر از زنان اتفاق می‌افتد. اما در ایران عکس این نظریه در حال رخ دادن است و زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می‌کنند.

در پدیده جهانی شدن فرهنگ، جوامع سنتی بیشترین مقاومت را در مقابل این اتفاق نشان داده ند. در حال حاضر محدویت‌ها و محرومیت‌ها در میان زنان باعث شده که آن‌ها دچار سرخوردگی شوند و در بسیاری از موارد احساس بازماندگی و عقب افتادگی در خودکشی آن‌ها موثر بوده است. یک علت دیگر هم که در مناطق غرب کشور بیشتر دیده می‌شود مسئله ازدواج‌های اجباری است.

اما به هرحال خودکشی تک علتی نیست و عوامل بسیار زیادی در این زمینه دخیل هستند. در موارد خودکشی زنان نیز بسیاری از عوامل اقتصادی، اجتماعی وسیاسی موثر بوده است.

 

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر:

  • یک شهروند
    0

    خدا کنه آقای رئیسی به داد این دختر ودختر خانمش ن برسه

آنچه دیگران می خوانند: